همین چندی پیش بود. سرای اهل قلم؛ برنامه‌ای برگزارشد که در آن شرح شش‌جلدی مثنوی معنوی البته با نگاه تطبیق، نوشته ناهید عبقری، رونمایی شد.

 166439 965 شاعر صلح و سازش

 

همین چندی پیش بود. سرای اهل قلم؛ برنامه‌ای برگزارشد که در آن شرح شش‌جلدی مثنوی معنوی البته با نگاه تطبیق، نوشته ناهید عبقری، رونمایی شد. خود عبقری می‌گفت کار انتشار کتاب، ســال‌ها پیش تمام شده   اما حالا کتاب رونمایی شده اســت. در آن جلسه نکته جالب این بود که دو شخصیت یکی سیاسی- فرهنگی و یکی بیشتر سیاسی حضور داشتند؛ در آن برنامه هر چند حداد عادل به عنوان رئیس فرهنگستان ادب پارسی در برنامه حضور داشت اما آن روز غلامرضا انصاری در کسوت قائم مقام یک حزب سیاسی بود و شاید   علاقه‌اش به مثنوی او را به این وادی کشانده بود.

ناهید عبقری که خودش تاکید دارد حدود ۴۵ ســال بر عرفان مطالعه دارد و حدود سی ســال به طور ویژه درباره مولوی و شمس مطالعه کرده اســت، در لابه‌لای حرف‌هایش بر صلح  و دوری از خشونت تاکید دارد. او در تعاریف خود مولانا را شاعر صلح و دوستی، معرفی می‌کند و اندیشه‌های او را، اندیشه‌هایی می‌داند که نیاز مردمان جهان امروز اســت.

 

اندیشه‌هایی که می‌تواند دنیای از هم‌گسیخته و مملو از تعصبات، را دنیایی بهتر شکل دهد و دنیایی شامل صلح را به ما ارزانی دارد.  عبقری مدیر انتشارات  بانگ نی هم هست که بیشتر تولیداتش در زمینه مولوی‌پژوهی اســت. او اعتقاد دارد باید مولوی را به عموم مردم شناساند.

 

می‌گوید: اگر برای مردم اندیشه‌های مولانا را به زبان ساده توضیح دهیم،همه به آن احساس نیاز خواهند کرد. او خود جلسات مثنوی خوانی دارد و به طور معمول جلساتی هم دراین زمینه در دانشگاه برگزار می‌کند. فرصتی دست داد تا با او به گفت گو بنشینیم. مشروح این گفت و گو در ادامه آمده اســت:         

داســتان‌های مثنوی به زبان انگلیسی ترجمه شد


شما چندی پیش کتابی به زبان انگلیسی منتشر کردید و برای آن در جهاددانشگاهی مشهد، نمایشگاه و آیین رونمایی گذاشتید، داســتان این کتاب چیست؟

واقعیت این اســت، نام این کتاب را «Rumi,s Stories» گذاشتم که به معنای قصه‌های مولاناســت. دلیل اصلی‌اش هم این اســت که این کتاب به زبان انگلیسی و مخاطب آن غیر ایـــرانی اســت و طبیعی هم بود باید از عنوانی اســتفاده می‌کردیم که آنها مولانا را می‌شناسند.

 

غربی‌ها به دلایل عدیده به مولانای ما رومی می‌گویند؛ یکی از دلایلش این اســت که او اهل بلخ بوده و به قونیه مهاجرت کرده اســت که در قدیم روم شرقی نام داشت و غربی‌ها هم مولانا را که در قرن هفتم می‌زیست و در زمان خودش بسیار معروف بود، به همین نام می‌شناختند. این واژه در اصل توسط مسلمان‌ها برای مردم مناطق آناتولی و ترکیه امروز و تا اندلس اســتفاده می‌شده و غربی‌ها هم از همین نام اســتفاده کردند. می‌خواهم بگویم درست اســت که ما جلال‌الدین محمد بلخی را به نام مولانا می‌شناسیم اما آنها او را با نام «رومی» می‌شناسند.

مولانا در اصل در ‌ســال ۶٠۴ هجری در بلخ به دنیا آمد که متعلق به اســتان خراسان بزرگ آن زمان بود که زیر مجموعه‌ای از ایـــران بود و هست اما بعدها خراسان ما بخش‌هایی از خود را از دست داد و از دست ما رفـــــت؛ ولی آن زمان که مولانا می‌زیست تمام آن مناطق به‌ویژه بلخ در محدوده خراسان بزرگ بود.

 

تحقیقات هم نشان داده اســت که مولانا خودش را ایـــرانی می‌دانست؛ تمام اشعارش که نزدیک حدود ٧٠‌هزار بیت اســت (نزدیک ٢۵‌هزار و ششصد و اندی بیت آن در مثنوی آمده اســت) و غزلیاتش هم حدود ۴١‌هزار بیت را شامل می‌شود، همه به زبان فارسی اســت و البته ابیات محدودی هم به زبان عربی دارد. این را باید تأکید کنم که در اشعار مولانا کلمات یونانی هم به کار رفـــــته اســت یا برخی دیگر از زبان‌ها که واژه‌هایش در محل زندگی مولانا یعنی قونیه، مرسوم بوده اســت.

 

اینها را برای این توضیح دادم که بدانیم با چه کسی روبه‌رو هستیم؛ هر چند بخشی از مخاطبان شما احتمالا او را می‌شناسند. این کتاب که ترجمه‌اش همان داســتان‌های رومی اســت به زبان انگلیسی منتشر شده و اگر عمری باقی باشد، گروه ما در نظر دارد در آثار بعدی، نام مولانا و جلال‎‌الدین محمد بلخی را به غربی‌ها بشناساند.

به‌ هر حال شما کتابی را  به زبان انگلیسی نوشته‌اید؛ باید دلیلی برای این کار داشته باشد؟
اول این‌که این کتاب تجربه نخست من به زبان دیگر اســت و توانسته‌ایم کتابی را در این سطح و با این کیفیت به صورت بین‌المللی منتشر کنیم. موضوع بعدی درباره دلیل نوشتن کتاب به زبان دیگر اســت.

 

این یک واقعیت اســت که اگر همین امروز پیچ تلویزیون را باز کنید و به اخبار شبکه‌های مختلف بین‌المللی سر بزنید، با دنیایی عجیب و غریب مواجه می‌شوید؛ دنیایی که پر از تشتت و تشنج اســت. من شخصا خیلی اهل تلویزیون نیستم اما گاهی وقتی همسرم اخبار مختلف را تماشا می‌کند، می‌بینم که دنیا پر از خشونت شده اســت.

 

دنیایی امروز ما را احاطه کرده اســت که نیاز بسیار زیادی به «انسانیت» دارد. متاسفانه امروز ما تعصبات بسیار شدیدی را می‌بینیم که به نام مذهب چه اقداماتی انجام می‌دهد. موضوع میانمار را ببینید یا عراق یا هر جای دیگر که ترور وجود دارد و خشونت یا هر جایی دیگر که خشونت وجود دارد و همنوع‌کشی به هر نامی یا با هر تعصبی.

 

اکنون گروه‌های مختلفی با نام‌‍‌های گوناگون در جهان پیدا شده‌اند که تعصبات مذهبی را دامن می‌زنند، فرقی نمی‌کند که نامش طالبان باشد یا بوکو حرام فرقی نمی‌کند که در میانمار جنایت کنند یا در افغانستان. اینها جهان ما را جهانی وارونه و دور از ویژگی‌های انسانی ساخته‌اند. متاسفانه این فضا اتفاقات غم‌انگیزی را در جهان رقم زده اســت؛ به همین دلیل گمانم این بود که می‌توانیم با شناساندن مولانا به جهان یک قدم هر چند کوچک در مسیر گسترش صلح برداریم.

اندیشه مولانا نیاز امروزی اســت


چرا در این میان مولانا انتخاب شد؟ چرا شخصیت‌های دیگر را انتخاب نکردید؟

من بیش از ۴۵‌ ســال اســت که مطالعات عرفانی دارم و شخصیت‌های مختلف این حوزه را می‌شناسم و درباره زندگی و احوالاتشان تحقیق کرده‌ام؛ به‌ویژه در حدود ٣٠‌ ســال اخیر به ‌طور ویژه بر مولانا و شمس تبریزی تمرکز داشته‌‌ام. طی این ٣٠‌ ســال (البته حدود ٢۶‌ ســال اســت) با تمرکز بر زندگی مولانا و شمس تبریزی به این نتیجه رسیده‌ام که دنیای امروز و جهان اطراف ما به‌ طور بسیار ویژه به اندیشه‌های مولانا نیاز دارند. به نظر من مردم دنیای امروز نیاز دارند که اندیشه‌ای آنها را به هم پیوند دهد تا از این همه از هم‌گسیختگی و از این همه تشتت و دوری از یکدیگر نجات پیدا کنند.

 

دنیای امروز نیاز دارد بر مبنای عشق و محبت و شفقت پی‌ریزی شود. من تصور می‌کنم دغدغه هر کسی که دوستدار صلح و دوستی و رفاقت اســت؛ همین اســت که بتواند اندیشه‌هایی را اشاعه دهد که بتواند پرچمی را در دست داشته باشد. از آنجا که از دل فرهنگ اسلامی و ایـــرانی خوب ما مولانای عزیز برخاســته، می‌توان با تمرکز بر اندیشه‌های او این فرهنگ را در دنیا بازشناسی کرد.

 

این را همه مولوی‌پژوهان تأیید خواهند کرد که دو کشتی سیال و دو خورشید درخشانی که مثنوی مولانا و اندیشه‌های او را سیراب کرده‌اند، قرآن و احادیث و روایات اســت و این موضوع باید مورد بازخوانی، بازشناسی و بازمعرفی قرار گیرد. من بر این باور هستم که وقتی ما چنین اندیشه قوی و نیرومندی داریم که  سایرین هم می‌توانند از آن بهره ببرند و اتفاقات خجسته‌ای در آنها بیفتد، چقدر خوب اســت که بتوانیم در این زمینه کار کنیم و فرهنگ غنی خودمان را بشناسانیم.

در این زمینه آثار دیگر او را هم مورد توجه قرار داده‌اید؟
بله؛ غیر از این کتاب که به زبان انگلیسی اســت، دو کتاب از عارف قصه‌گو بشنو شماره یک و دو که ١٠‌ ســال پیش به بازار آمد و داســتان‌های رومی هم که درباره‌اش صحبت کردیم، در واقع ١٠٢ قصه از قصه‌های این کتاب‌ها را گزینش کردیم و در مجموعه خودمان منتشر کردیم؛ از آن سو نماینده ما یعنی آژانس ادبی پل در تهران، به ریاســت جناب جناب دکتر جعفری‌اقدم در داخل و خارج کشور اقدامات را انجام داده اســت.

 

ویژگی‌های دیگر این کتاب از نظر خودتان چیست؟
این کتاب با کیفیت بسیار عالی منتشر شده و در تولید آن تعدادی از نگارگران تراز اول همکاری داشته‌اند. نگارگرانی که خودتان می‌توانید کارشان را ببینید. اهمیت کار نگارگران این اســت که به‌ طور ویژه و اختصاصی برای هر کدام از داســتان‌های اســت کتاب تصور تولید کرده و زمان زیادی هم برای این کار صرف کرده‌اند.

 

باید توجه داشته باشیم که این کتاب درست اســت با نام من منتشر شده اما با همراهی دیگر اساتید مراحل آن را انجام داده‌ام. این را هم باید ذکر کنم که کتاب ٣٨ تابلوی مینیاتور از گروه کنز دارد که دو ‌ســال آماده‌شدنش وقت برده اســت؛ مضاف بر این این کتاب را به نمایشگاه اخیر فرانکفورت و اســتانبول بردیم که با اســتقبال ناشران خارجی روبه‌رو شد.

شما چندی پیش در سرای اهل قلم با حضور دکتر حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب پارسی از مجموعه ۶ جلدی شرح مثنوی معنوی رونمایی کردید؛ درباره آن کتاب چه می‌توان گفت؟
شرح مثنوی مجموعه‌ای از پژوهش‌های علمی و روان‌نویسی شده من اســت که به شکل دقیق درباره اندیشه‌های معرفـــــتی مولانا انجام شده اســت. به ‌هر حال همه می‌دانند و بارها هم تکرار شده که کتاب معظم مثنوی، کتاب تعلیمی در زمینه عرفان اســت که مولانا در آن اندیشه‌های خود را به ما ارزانی داشته اســت.

 

درواقع این کتاب جامع با نگرش اسلامی دین‌باور عمیق اســت که در آن به نقش سازنده آگاهی یعنی تکامل آدمی پرداخته اســت. در این مجموعه، نوعی جامعه‌شناسی و خودشناسی از منظر عرفان مورد بررسی قرار گرفـــــته و درواقع آسیب‌شناسی تعاملات درونی هر شخص با خود و اجتماع او اســت و در ارتباط با این امر نیز به ساختار وجود انسان اشاره و علل وجود رذایل و نقایص اخلاقی تبیین شده اســت که با ارایه راهکارهای علمی عوامل لازم برای رشد و تکامل آدمی را برشمرده و با مثال‌های شیرین به فهم آن کمک کرده اســت.

١٢٨ شرح از مثنوی وجود دارد

شرح‌های دیگر هم درباره مثنوی هست؛ نگاه شما در این مجموعه چه بوده اســت؟
ببینید! ما دراین شرح عظیم که از ویژگی‌های منحصر‌به‌فردی هم برخوردار اســت، به وجوه متعدد توجه داشته‌ایم تا مطابق آنچه پیشتر گفتم، انسان دنیای امروز که هر چیز را در ترازوی خرد و علم وزن می‌کند، بتواند پاسخ سوالات خود را از طریق عرفان نظری و علمی بیابد. در این زمینه و برای تکمیل این روند، پژوهش‌های زیادی شده اســت.

 

ازجمله این پژوهش‌ها می‌توان به پژوهش و تأمل در ساختار وجودی انسان و چگونگی سازوکارهای ذهن روان از دو منظر عرفان نظری و متافیزیک اشاره کرد که نتیجه فهم آن، آشنایی با نفس و یا من درون اســت که زیرساخت کلیه تعاملات اجتماعی هر کس به شمار می‌آید و درک آن لوازم تعاملی و کمال اســت.

 

مثنوی برای کسانی که با کلام و طریقه تعلیمی مولانا خو گرفـــــته‌اند، کتاب بسیار دل‌انگیز و جان‌پروری اســت؛ اما برای کسانی که در آغاز درک معانی‌اند، بسیار دشوار اســت و به سختی می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند؛

 

بنابراین خواندن و فهمیدن «مثنوی معنوی» برای کسی که با آن آشنایی ندارد، بدون داشتن معلم و راهنما کار بسیار سخت و شاید غیرممکنی به نظر می‌رسد، به همین دلیل تاکنون حدود صد و هشتاد شرح بر «مثنوی معنوی» به زبان‌های مختلف نوشته و منتشر شده که به مخاطبان کمک ‌کند تا اندیشه‌های تعلیمی مولانا را بهتر درک کنند و فکر می‌کنم که کتاب حاضر صد و هشتاد و یکمین شرح بر مثنوی باشد؛ البته نمی‌توانم این مطلب را با اطمینان بگویم چراکه ممکن اســت شرحی بر مثنوی در کشوری منتشر شده باشد که ما هنوز از آن مطلع نشده باشیم. در هر حال نکته حیاتی این اســت که فهم مثنوی مولانا نیاز به معلم و راهنما دارد، اســتادی که خود به درجاتی از آگاهی معنوی رسیده باشد.

نکته خاصی هست که باید درباره مولانا و مثنوی بدانیم؟
مولانا‌ ســال پایانی عمر خودش را با یک فاصله یا فترت دو ســاله، صرف سرودن منظومه عظیم مثنوی معنوی کرد. در این کتاب در یک نگاه سطحی ممکن اســت مطالب گسیخته به نظر برسند، در نگاه افراد آگاه، یک رشته یا یک پیوند نهانی در سراسر ۶ دفتر مثنوی مشاهده می‌شود که چیزی جز سخن همواره و همیشه مولانا که در آغاز مثنوی گفته اســت، نیست؛

 

یعنی «شرح جدایی»، اینکه ما همان «نی» هستیم و از «نیستانِ وجود» دور و مهجوریم و سعی و جهد مولانا بر این بوده اســت که به انسان تفهیم کند که تو این قالب جسمانی نیستی، تو این ظاهری که می‌بینی نیستی، اینها بخش مادی وجود تو اســت، بخشی که برای حضور در زندگی زمینی به‌ناچار از آن برخوردار شده‌ای و این بخش زمینی و مربوط به عالم ماده اســت، حقیقتِ تو بخش ناپیدای وجود تو اســت، بخشی که به آن «جان» یا «نفس ناطقه» می‌گویند و از قابلیت عظیمی برخوردار اســت.

 

می‌تواند به سوی نور اوج بگیرد و بشود نور محض و می‌تواند به سوی ماده سقوط کند و بشود ماده محض. در این راســتا و برای درک این مفاهیم مولانا راهکارهای عملی دلنشینی را پیشنهاد و بر چگونگی سازوکار آن تاکید می‌کند. مولانا در مثنوی و در داســتان‌های مختلف، به معجزات متعدد انبیا و خرق عادت اولیا مانند شق‌القمر پیامبر اکرم(ص)، شکافته‌شدن نیل توسط حضرت موسی «ع» و بسیاری از معجزات و داســتان‌های قرآنی دیگر اشاره می‌کند که شاید قبول این مطالب برای جوان امروزی که تنها با دیدگاه عقلانی، آن هم «عقل جزوی» و زنگارزدایی نشده به مسائل می‌نگرد، کمی سخت و حتی گاهی غیر قابل قبول باشد.

 

من در این کتاب برای تبیین عقلانی این مسائل از منظر مبانی عرفان نظری بهره برده‌ام؛ بدین معنا که برای خواننده در جایگاه مناسب و ضروری توضیح می‌دهیم که هر دانشی قوانین خاصی دارد و متناسب با آن قواعد در حیطه آن علم عمل می‌کنند، عرفان هم به دو شاخه عملی و نظری تقسیم می‌شود که عرفان نظری از مبانی خاص خود برخوردار اســت که خواننده آگاه با اطلاع از آنها بسیاری از امور را بهتر درک می‌کند و رمز و راز خرق عادت و معجزات را درمی‌یابد.

داغترین اخبار و رویداد های ایـــران و خارج
این مطلب در این ساعت از سایت توما در بخش خبری ارســال گردیده اســت
این بخش شامل خبر های ورزشی نیز میباشد
میتوانید خبر فوق را به اشراک بگذارید