چند سخنی درباره رسول خدا

خداوند نیز پیامبرش را به خوش اخلاقی می ستاید، به خلق عظیم و خوی و منش بزرگ. و نیز به نرمی خویی و پرهیز از خشونت در رفتار و گفتار با دیگران. پیامبر این گونه بود که رسالتش را به تمامی تکمیل کرد و از پیروانش خواست که جز به نیکی با دیگران رفتار نکنند.در سالروز مبعوث شدن پیامبر مهربانی ویژگی های اخلاقی او را از زبان محققان و نویسندگان دین و اندیشه مرور می کنیم. گلچین خبرآنلاین از سخنانی درباره سیره اخلاقی پیامبر و فاصله جامعه اسلامی با ایشان را در ادامه می خوانید.

اخلاق پیامبر قرآنی بود و کافران با دیدن او ایمان می آوردند

دکتر غلامرضا اعوانی، رئیس انجمن حکمت و فلسفه ایران

مساله ای که در قرآن بسیار به آن تاکید شده، اخلاق حضرت رسول است که خداوند از آن به بزرگی یاد می کند. دلیل این بزرگی چیست؟ برای این که حضرت رسول متخلق به اخلاق الهی بود و ایشان مظهر همه اسما الهی و همه صفات و کمالی ذاتی است که جزو وجود حضرت حق است. پیامبر بهترین نمونه این تخلق الهی است. برای همین خداوند به ما امر کرده از پیامبرش پیروی کنیم که او اسوه و الگو برای همه است. «تخلقوا باخلاق الله» متخلق شوید به اخلاق الهی؛ پیامبر گرامی اسلام خود بهترین نمونه این اخلاق الهی بوده است و به همین جهت خداوند ما را امر کرده است که همیشه به پیامبرش تأسی کنیم.

در قرآن می فرماید: «به درستی که برای شما در شخصیت حضرت رسول بهترین الگو و اسوه است. پس به او تاسی کنید و از او پیروی کنید برای کسانی که طالب لقای خداوند و طالب آخرت هستند و کسانی که خدا را ذکر و تسبیح کثیر می گویند بهترین اسوه و سرمشق پیامبر عظیم الشأن اسلام است.»

خود قرآن کتاب عظیم اخلاق است و حضرت رسول و ائمه هدی خود قرآن ناطق بوده اند. در وصف حضرت آمده است: «و کان خلقه القرآن» اخلاق او تمام قرآن بود. آنچه که امر بود آن را انجام می داد و آنچه نهی بود آن را هرگز انجام نمی داد. هیچ امری نبود که انجام ندهد و همیشه مطابق قرآن عمل می کرد. این امر ختم می شود به این تعریف از انسان: «وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا» (بقره: ۳۱) خداوند همه اسما را به آدم تعلیم داد و پیامبران، خاصه پیامبراسلام، مظهر تام و تمام همه اسمای الهی تلقی می شوند. تحقق اسما الهی را اخلاق می گوییم؛ اسمای الهی تواب، رئوف، رحیم، وکیل و… است که همه اینها تحقق به اخلاق الهی و اسما الهی است که به تبیین و بحث و بررسی فراوان میان علما و حکما نیاز دارد. براحتی نمی توان اسمای الهی را تفسیر کرد.

اخلاق به بیان و گفتن نیست، بلکه چیزی است که باید در انسان متحقق شود. فرمود «تخلقوا باخلاق الله» یعنی «تحققوا باخلاق الله»؛ منظور این نیست که بیان کنید اخلاق چیست، بلکه اخلاق چیزی است که باید با وجود انسان یکی شود. علم و وجود در اخلاق اسلامی یکی است. این نیست که تصوری در ذهن داشته باشیم یا کتابی خوانده باشیم و اخلاق محقق شود. مانند حضرت رسول(ص) «کان خلقه القرآن» که متخلق به تمام قرآن بود و هنگامی که کافران او را می دیدند ایمان می آوردند. قرآن برای او کتابی نبود که بخواند. اگر او خود قرآن نبود، قرآن بر او نازل نمی شد، یعنی او وجود قرآنی داشت. قول و فعلش یکی بود. پیامبر اکرم خواندن و نوشتن نیز نمی دانست، ولی نوری بود که به قرآن متحقق شده بود.

اخلاق و کمال راستین، بزرگ ترین هدف بعثت آخرین پیامبر

سخنانی از مرحوم دکتر ابولقاسم گرجی، مجتهد و استاد حقوق

از دید خصوصیت اخلاقی و خوی‌های نیک انسانی، ‌پیامبر شخصیتی بسیار برجسته بودند و حتی می‌توان گفت برجسته‌ترین فرد در آن سامان، ‌در واقع همه خصوصیات ایشان ممتاز بود و این خود جنبه‌ای از اعجاز داشته است. درباره خصوصیات و خصلت‌های نیک او در تاریخ‌ها و سیره‌ها به طور مفصل بحث کرده‌اند. در قرآن به این خوی‌های پاک وی اشاره شد، به این مضمون که: اگر تو دارای خوی و خصلت بد بودی (که نیستی) همانا مردمان از پیرامونت پراکنده می‌گشتند. به هر حال پیامبر وابسته به فرهنگ عربستان بوده ولی به دلیل دارا بودن خصلت‌های نیک و اخلاق انسانی و وابستگی خاندانی وحدانی و اصیل شایستگی دریافت وحی به پیامبری را پیدا کرده و از آن طریق به بالاترین مرتبه انسانیت رسیده است.

پیامبر اسلام (ص) در سخنی فرموده است: «بعثت لاتمم مکارم‌الاخلاق» من به پیامبری برانگیخته شدم تا اخلاق پسندیده را تکمیل کنم. در واقع هدفشان این بوده که اخلاق فاضله و نیک را تکمیل کرده و اخلاق رذل و ناپسند را دور کنند. البته دین اسلام تنها در اخلاقیات خلاصه نمی‌شود، اخلاقیات یک بخش آن است. در واقع پیامبر(ص) در همه زمینه‌ها برای مردم قانون‌ها و احکامی آورد، احکامی که همه‌اش کمال بود و همه‌اش فوق آنچه که تاکنون وجود داشته، بوده است. بخش‌های مختلف از احکام، همه و همه برای خیر و صلاح جامعه بشری بوده است. در واقع بعثت پیامبر برای تاسیس یک جامعه برجسته و فاضله بوده است.

پیامبر در چنین کار سترگی به راستی توفیق یافت. البته منظور این نیست که همه افراد آن زمان نمونه‌های برتری شدند ولی نمونه‌های زیادی از این افراد در همان زمان و دوره‌های بعد پدید آمدند. دلیل عقلی بعثت از اینجا فهمیده می‌شود که خداوند به موجب قاعده‌ای که در علم کلام مطرح شده، به نام قاعده لطف، لازم است که مردم و جامعه را به کمال راستین سوق دهد و از نقص و عیب دور سازد. پیامبر برای چنین کاری مبعوث شد.

اخلاق و عدالت پیامبر را رها کرده ایم و با سیاست به دنبال اصلاح جامعه هستیم

گفتاری از دکتر رسول جعفریان، استاد تاریخ اسلام دانشگاه تهران

نسل جدید شناخت درستی از وجه واقعی اسلام که همان عطوفت و مهربانی و روش های اخلاقی رسول الله (ص) است ندارد. پیامبر اساس دعوت را برای تتمیم و تکمیل مکارم و ارزش های اخلاقی داشت. خداوند هم به رسولش گفت که اگر اخلاق نیکو نداشتی مردم از گرد تو پراکنده می شدند. اما باید توجه داشت اخلاق درس دادنی نیست. این طور نیست که کسی در تلویزیون بنشیند درس اخلاق بگوید. درس اخلاق، عمل است. عملی که روسا و بزرگان از خود نشان می دهند. وقتی آنها دروغ نگفتند، مردم هم دروغ نخواهند گفت. وقتی آنها تهمت نزدند، مردم هم تهمت نخواهند زد. وقتی آنها در رعایت حق قاطع بودند مردم هم ارزش حق گرا بودن را درک می کنند. اخلاق در عمل معلوم می شود نه در حرف که قدما گفته اند دو صد حرف چون نیم کردار نیست.

سیره نبوی یکی از منابع دین شناسی است و برای همین است که مسلمانان از عصر نخست روی سیره نبوی کار می کردند. اما این سیره باید به خاطر خودش شناخته شود نه به خاطر اهدافی که ما ترسیم می کنیم. ما باید اهداف زندگی خودمان را از سیره نبوی بگیریم نه این که آن را در خدمت اهداف خود درآوریم. در ضمن آنچه مهم است روح سیره نبوی است نه شکل آن. یادمان باشد که افراط و زیاده روی در دینداری نکنیم. پیامبر (ص) اهل زندگی کردن بود، اهل رفاقت با مردم بود، اهل عدالت بود، اهل خانواده و خانه داری بود، اهل جنگ و جهاد بود، اهل میهمانی رفتن و دوست داشتن بود. این طور نبود که پیامبر، فقط پیامبر جهاد و جنگ باشد. روح دعوت پیامبر(ص)‌ مهم است که داشتن یک زندگی خوب است. خدا به پیامبرانش دستور داده است که دو چیز را رعایت کنند: کلوا من الطیبات و اعملوا صالحا. خوردن خوب و انجام عمل صالح. این دو تا اصل و سبب فلاح و رستگاری است. برداشت های غلط از سیره نبوی در قدیم در میان صوفیه هم رواج داشته است. آنها به هیچ کدام از این دو عمل اقدام نمی کردند. نه از طیبات می خوردند و نه امکان انجام عمل صالح و مفید برای جامعه را داشتند.

ما سیره نبوی را بیشتر با اهداف سیاسی نگاه کردیم. یعنی اهداف سیاسی مقدم بر شناخت درست حقیقت سیره نبوی بود. همین باعث شد که پیام های اصلی سیره نبوی را نگرفتیم. انبیاء در قرآن بیشتر مروج اخلاق و عدالت هستند. عدالت هم به معنای درست آن. نه شعاری که هر روز کسی با آن سوار و پیاده شود. سیره نبوی مثل تاریخ انبیاء در قرآن باید وجه نشرتوحید :/.. عبودیت و اخلاق آن مهم باشد. ما اخلاق را رها کرده ایم و به راه های سیاسی برای اصلاح روی آورده ایم در صورتی که به یک ساختار کامل برای اصلاح جامعه نیازمندیم.

اخلاق ما مردم چگونه است و چقدر با رفتار پیامبر فاصله داریم؟



یادداشتی از حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی، استاد دانشگاه شیراز

مبعث روز رخ نمودن و لب گشودن حق و اوج عشق‌ورزی و شیدایی و حیرت بشر است به وساطت پیامبر عشق که «حبیب الله» بود و این عشق رحمت برای کل عالمیان است: «و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین.»
پیامبر ما نه تنها پیامبر عشق که پیامبر اخلاق نیز هست و خود فرمود «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» برای تتمیم و تکمیل مکارم اخلاق برانگیخته شدم، اما مکارم اخلاق چیست؟ همان ویژگی‌ها و صفات خداوند است که فرمود «تخلقوا باخلاق الله» (به اخلاق الهی متخلق شوید)،لذا سئوال بعدی این است که اخلاق الهی چیست؟

در جواب باید گفت: علم، حلم، کرم، محبت، ستار بودن،‌ غفار بودن، رحیم بودن و…حال، این صفات را چگونه کشف کنیم و کجا آن‌ها را به طور ملموس می‌توانیم بیابیم؟ باز در جواب باید گفت: در وجود حضرت ختمی مرتبت که خداوند درباره‌اش فرمود «انک لعلی خلق عظیم»، همانا تو دارای اخلاق و فضایل عظیمی هستی.

پیامبر(ص) الگوی اخلاقی ماست و اکنون باید ببینیم که چقدر اخلاق ما محمدی است. دروغ، حسد، غیبت،‌ چاپلوسی، ریا، فحش ولو به دشمن، آبروی مؤمن را بردن، افشای سرّ و حتی افشای گناه دیگران از رذایلی است که روح بلند و اخلاق عظیم پیامبر(ص) به شدت از آن‌ها بیزار است چرا که این‌ها در «اخلاق الله» راه ندارد. این امری است بسیار حیاتی و هدف اصلی پیامبر(ص) نیز زدودن همین رذایل و ایجاد فضایل است. مبادا که به بهانه‌های واهی دفاع از ظواهر دین، این اصول پایمال شود.

پیامبر ما(ص) مانند همه‌ انبیای سلف، لیکن به نحو اتم و اکمل، هدفش انسان سازی است. ساختن انسان نیز یعنی خدایی کردن او از درون. یعنی بالا بردن معرفت از یک سو و تهذیب و تزکیه از سوی دیگر: «هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه» و همه‌ این‌ها امری درونی و مربوط به عقل و قلب است. هر چیز دیگری که اسلام ارائه می دهد زمینه‌ساز و مقدمه است برای همین هدف متعالیِ«انسان‌سازی».

اخلاق خوب و نرمش در رفتار، بهترین سلاح پیامبر برای جذب دوستان و دشمنان

سخنانی از حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدجواد حجتی کرمانی، محقق و نویسنده

قرآن کریم آیات فراوانی در نعت حضرت رسول اکرم (ص) دارد. «و انک لعلی خلق عظیم» در این آیه خداوند پیغمبر را دارای خلق عظیم توصیف کرده است. آیات دیگر این اخلاق را به صورت عینی مطرح کرده‌اند. آنجا که می‌فرماید: «این رحمت خدا بود که تو در برابر این مردم نرم شدی که اگر درشت‌خو و دارای قلب سختی بودی مردم از دور تو پراکنده می‌شدند.» این آیه نشان می‌دهد که حضرت رسول در مدت دعوت خود با نرمش فوق‌العاده با مخالفان و دشمنان برخورد می‌کردند. چون با دوست، همه نرمخو هستند. اما مهم نرمی با دشمنان و جاهلان است که پیغمبر برای جلب مردم جاهل هیچ سلاحی را برنده‌تر از اخلاق خوب و نرمش در گفتار و رفتار سراغ ندیدند.

« لقد جائکم رسول من انفسکم». این آیه هم اوصاف پیامبر را ذکر می‌کند که اولاً پیامبر از میان همین مردم برخاسته و ثانیا در رنج‌ها و گرفتاری‌های مردم شریک بوده است، چون می‌فرماید بر پیامبر خیلی سخت می‌گذرد وقتی مردم در رنج می‌افتند و این یعنی شریک غم و اندوه مردم بودن و این دغدغه مردم در حضرت رسول به حد افراط رسیده و حتی دلسوزتر از خود مردم در حال آنها بوده است.

به موجب آیه کریمه: «لقد کان لکم فی رسول‌الله اسوه حسنه» یعنی پیامبر اسوه و به تعبیر امروزی الگوی شما است. البته این کلام قرآن به این معنا نیست که ما نمی‌توانیم این اخلاق را دارا باشیم ـ البته در سطحی مثل پیامبران نمی‌توانیم ـ ولی باید از این مکتب درس بگیریم و هر درصدی را که در توان داریم از سیره آن بزرگواران اخذ کنیم و به کار ببندیم.

پیامبر وقتی مکه را فتح کردند به تمام دشمنان عفو عمومی دادند و خانه ابوسفیان که سرکرده محاربین و از دشمنان خونین ایشان بود را به عنوان خانه امن معرفی کردند، در حالی که در عرف آن روز می‌توانستند تمامی آنها را به عنوان غنیمت جنگی بگیرند و کسی بر ایشان خرده نمی‌گرفت، چون قانون عرف چنین بود اما بخشش هنگامی لذتبخش است که فرد بخشنده در قدرت و شکوه باشد و پیامبر در مقام یک فاتح و در اوج قدرت این کار را کرده، در حالی که سران و سلاطین در جنگ‌ها هنگامی که فتحی به دست می‌آوردند، در از بین بردن دشمن درنگ نمی‌کردند. فرق فاحش ما با پیغمبر اکرم (ص) و جانشینان آن حضرت – که اکثراً به آن توجه نمی‌کنند یا خود را به تغافل می‌زنند ـ این است که آنها تخصص و هنرشان این بود که از دشمنان دوست بسازند، اما ما متخصصیم که از دوست، ‌دشمن بسازیم.

جامعه اسلامی، جامعه اخلاقی است

گفتاری از دکتر صادق آئینه‌وند، استاد تاریخ اسلام

بزرگترین درس پیامبر(ص) اخلاق بود. تحول اخلاقی و کیفی و در حقیقت می‌ شود گفت، ساخت یک امت برجسته و نمونه که برای دیگران الگو باشد. به تعبیر دیگر انسان‌ سازی و تربیت انسان، تا انسان تراز مکتب و رسالت الهی را درک کند و به آن عمل کند و در معاهدات، قراردادها، وفا و عقود این را به دیگران اعمال کند، این آرزوی رسول خدا بود. پیامبر فرمود: اطمع مکارم الخلاق. چند بار از رسول خدا پرسیدند یا رسول الله متن دین چیست؟ فرمود: الدین الاخلاق.

اخلاق همان صفات پسندیده‌ ای است که مقبول است و کتاب خدا و سیره رسول خدا هم ما را به آن تشویق می ‌کند و جامعه هم می ‌پذیرد. هر جامعه ‌ای اخلاق را می‌پذیرد. صفا، جوانمردی، مروت، وفای به عهد، احترام به دیگران، تقدم حق دیگران بر حق خود، گذشت و عفو و… همه اینها نمونه اخلاق است. رسول خدا(ص) می‌فرماید من برای این آمده ‌ام. اگر در جامعه ‌ای اخلاق جاری باشد، نمونه جامعه اسلامی است و اگر اخلاق در جامعه نباشد باید یک مقدار تامل کرد که رسالت رسول خدا به انجام نرسیده است.